متجاوزان خواهر زادگان شيطان اند !!!
قربانيان جنسي هنوز بيرحمانه قرباني تجاوز مي شوند . روز . شب . در نيمه هاي تاريك ميان خيابانهاي خلوت شهر و كوچه هاي بسته . داخل خودروهايي كه دستگيره ندارند . در هجوم وحشيانه آدمهايي كه تا پاي جنون مي روند فقط به اين بهانه كه قربانيان خود را به شديد ترين وجه ممكن اسير اميال نفساني خود كنند . تجاوز هميشه بوده . هست و خواهد بود . حالا شكل تجاوز تغيير كرده . خوي حيواني درنده تر شده و بعضي ها رفته اند تا ته كثافت بودن !!!
تجاوز شش مرد به يك زن !!!
در 13 آبان ماه امسال اتفاق دردناکی رخ داد، گشت انتظامي قيامدشت حين گشتزني در منطقه استحفاظي خود بود، به سه خودرو كه در كنار جاده توقف كرده بودند مظنون شد و با ورود ماموران به صحنه مشخص شد كه شش نفر در حال تجاوز به يك زن در داخل خودرو هستند. آن شش متجاوز دستگیر شدند و پروندهاي در دادسراي امور جنايي تهران به جريان افتاد و قاضي اميراسماعيل رضوانفر داديار شعبه چهارم دادسرا، تحقيق درخصوص اين جنايت را آغاز كرد. شاکی پرونده نیز زنی 32 ساله بود، این زن در ابتدا این گونه واقعه را روایت کرد و ادعا نمود شش مرد متجاوز افراد ناشناسی بودند که به زور از وی بهره کشی کردهاند، او گفت: «ساعت 7 شب در حال رفتن به سمت خانه بودم كه در حوالي خيابان خاوران، رانندهي يك خودروي پرايد برايم ايجاد مزاحمت كرد. به او توجه نكردم اما در يك لحظه راننده از خودرو پياده شد و با تهديد چاقو مرا سوار كرد.» آن زن ادامه داستان را اینگونه بیان کرد که "پس از طي مسيري، يك جوان ديگر نيز سوار خودرو شد و مرا به نقطهاي متروكه در حوالي قيامدشت بردند. در آنجا نيز دو نفر ديگر به آنها ملحق شدند و در كنار جاده خاكي در داخل ماشين اقدام به تجاوز كردند." این اظهارات تکان دهنده ادامه یافت، وی افزود: «در همين حين رانندگان دو ماشين نيز كه در حال عبور از جاده بودند متوقف شدند و با معرفي خود به عنوان مامور قصد داشتند از چهار جوان اخاذي كنند كه بعد از چند دقيقه آنان نيز به چهار نفر ديگر پيوستند و مرا مورد تجاوز قرار دادند.» این روایت هولناک از تجاوز شش مرد به یک زن در ادامه تحقیقات پلیس و اظهارات متهمان رنگ و بویی دیگر گرفت، و عمق فاجعه عیان شد. تجاوز شش مرد به یک زن وحشتناک است اما هنگامی که مشخص شود، آن زن به میل خود اقدام به این کار کرده است مسئله دردناکتر میشود. داستان دیگر از تجاوز حکایت نمی کرد چرا که شش متهم پرونده تجاوز ادعا کردند این زن به خواست خود تن به رابطه جنسی داده است، يکي از آنان مدعي شد پيامکهايي از زن قيامدشتي دارد که این امر را اثبات میکند. اين جوان گفت که از قبل با اين زن رابطه داشته است. او گفت؛ مدتها بود که با اين زن رابطه داشتم. روز حادثه پيامکي از او گرفتم و سر قرار رفتم. در ماشين که بودم با دوستانم تماس گرفتم و آنها هم آمدند. وی ادامه داد؛ حين رابطه با آن زن دو فرد موتورسوار رسيدند و آنها هم تصميم به تجاوز گرفتند و در همين حين بود که پليس رسيد و ما را دستگير کرد. اين ادعا از سوي ساير متهمان نيز مطرح شد و آنها گفتند شاکي هيچ مقاومتي در برابر خواسته آنها نکرده و خود به اين کار راضي بوده و حتي از آنها تقاضاي پول نيز کرده است.
این در حالی بود که روایت زن مذکور چیز دیگری
بود، وی مدعی بود که متجاوزان او را
ربودهاند و به زور از وی بهره کشی کردهاند، این تناقض در اظهارات متهمین و شاکی و همچنین عدم حضور شاکی
پرونده در دادگاه و تغییر محل زندگیاش
قضات پرونده را در باره حقایق آن به شک انداخت. بنابراين پيامکهايي که پسر جوان ادعا مي کرد از سوي شاکي
برايش ارسال شده است به دستور
هيات قضات مورد بررسي قرار گرفت. گزارش شرکت مخابرات ثابت کرد متهم واقعيت را گفته است و پيامکها حکايت از
آن دارد که زن شاکي با متهم رابطه داشته
و از اينکه او ميخواهد دوستانش را به محل قرار ببرد هم باخبر بوده است. این حادثه در ابتدای امر دلخراش و متاثر کننده
بود اما پس از روشن
شدن زوایای آن تبدیل به مسئلهای طنز شد، این در حالی است که اگر نگاهی دقیق به این واقعه وجود داشته باشد
روایت جدید دردناکتر از روایت تجاوز
است چرا که نشان از وجود مشکلات عمیق جنسی میان بخشی از زنان و مردان جامعه ایران دارد.
تجاوز
در برابر چشمان فرزند و همسر
دومین حادثه وحشتناک سال جاری که واکنشهای متعدد مسئولین قضایی و مجلسی را بر انگیخت، حادثه تجاوز در ویلای لواسان بود، این اتفاق نیز در آبان ماه رخ داد. ماجرا از تماس تلفنی مردی هراسان با پلیس آغاز شد این مرد در حالی که گریه میکرد از ماموران انتظامي درخواست كمك نمود. به دنبال اين تماس، ماموران با عزيمت به يك خانه ويلايي متوجه شدند سرايدار خانه از پليس تقاضاي كمك كرده است. مرد سرايدار به ماموران گفت: «هنگام غروب صداي زنگ خانه به صدا درآمد و هنگامي كه در را باز كردم، 3 فرد شرور كه چاقو و قمه در دست داشتند با ورود به خانه ويلايي، من و همسرم را مورد ضرب و جرح قرار دادند و پس از انتقال من به يك اتاق و بستن دست و پايم، با تهديد به قتل كودك خردسالم همسر جوان مرا مورد آزار و اذيت قرار داده و از محل متواري شدند.» در پي اين اظهارات، زن جوان سرايدار در حالي كه بشدت ميگريست، اظهارات شوهرش را تاييد كرد. وي گفت: «آنها پس از آزار و اذيت من محل را ترك كردند و من نيز با گشودن دست و پاي شوهرم، موضوع را به پليس گزارش كرديم.» با فاش شدن این حادثه دردناک سریعا پرونده ویژهای برای بررسی این مسئله تشکیل شد. با تشكيل پروندهاي در اين ارتباط، موضوع در دستور كار ماموران سركلانتري يكم تهران بزرگ قرار گرفت و با تحقيقات گسترده مشخص شد اين 3 متهم از افراد شروري هستند كه بارها در اطراف محل جرم مشاهده شدند. دو تن از مجرمان در خانه مجردی خود در لواسان شناسایی شدند و به جرم خود اعتراف کردند.
اما به راستي چرا قربانيان تجاوز از گفتن و بر ملا كردن راز خود ابا دارند ؟
ترس از بیآبرویی
و ناموس پرستی افراطی از دلایلی است كه مانع شكایت قربانیان تجاوز میشود. پلیس میگوید كه مراجعه
قربانیان تجاوز جنسی در سال گذشته
بیشتر شده و تشكیل پرونده های تعرض جنسی افزایش یافته است. به گفته پلیس علیرغم افزایش این آمار هنوز
بسیاری از قربانیان این جرم از ترس آبرو شکایت نمیکنند. این در حالی است كه پلیس برای
حفظ آبروی قربانیان از افسر زن
استفاده می کند و در هیچ مرحلهای هویت آنها را فاش نمی كند. اما چرا بعضی از قربانیان جنسی دچار رنج و درد
بسیاری می شوند حاضر به شكایت نیستند
و در كنار آمار رسمی، آمار ناگفته ای از قربانیان تجاوز جنسی وجود دارد؟ایرانیها می گویند آبِ رفته به جوی برنمی گردد یا آبرو قطره قطره جمع می شود
و یكباره به باد می رود. این ضرب المثل
ها نشان دهنده اهمیت و حساسیت آبرو در جامعه ایران است. بیشتر قربانیان جنسی و خانواده آنها از ترس بی
آبرو شدن شكایت نمی كنند. اما اگر به
قول آنها این آبرو ریخته شود جامعه قربانی را تنبیه و طرد می كند. تلقی عموم جامعه این است كه قربانی تجاوز، خود
مقصر حادثه است. حتی این باور در گفته
های مسئولان هم به چشم می خورد. به عنوان نمونه در حادثه تجاوز گروهی خمینی شهر با وجود آنكه قربانیان با
خانواده های خود بودند، اما برخی مسئولان
اعلام كردند كه قربانیان هم مقصر بودند. معمولا در جامعه ما اگر مشخص شود كه به دختری تجاوز شده، كمتر
كسی حاضر به ازدواج با او می شود و اگر
قربانی متأهل باشد به احتمال زیاد زندگی اش از هم می پاشد.موضوع دیگری كه دامن قربانیان جنسی را گرفته و مانع
شكایت آنها می شود ناموس پرستی
افراطی است. پدر، برادر و شوهر و نزدیكان دیگر قربانی تجاوز او را ناموس خود می دانند و شكایت كردن و علنی
شدن ماجرای تجاوز را باعث بیناموسی
خود می دانند. مراقبت از اعضای خانواده خود و ناموس چیز بدی نیست، اما ناموس پرستی افراطی باعث
رفتارهای غیر منطقی و حتی قتل قربانی تجاوز می شود.موضوع دیگری كه در آمارهای تجاوز جنسی معمولا ناگفته می ماند، تعرض از طرف آشنایان
مانند پدر و برادر و دیگر نزدیكان قربانی
است. به این اظهارات مشاور استاندار خوزستان درباره تجاوز محارم به دختران در این استان توجه كنید: «ازمیان
تنها 18 دختر بین 12تا 14 سال که به
دلیل تجاوز پدر و برادرشان به دفتر امور بانوان استانداری مراجعه کرده اند، 12 مورد آن دختران زیر 14 سال بودهاند.»
به گفته وی در یك پرونده دختر
19 ساله ای از 8سالگی مورد سوء استفاده پدر و برادر خود قرار می گرفته است. چند سال پیش یك كارشناس به
روزنامه رسالت گفت: «درحال حاضر چهارهزار
پرونده درخصوص تجاوز برادر به خواهر و 1200 پرونده درخصوص تجاوز پدر به دختر در دست بررسى است.» قطعا
آمار واقعی تجاوز به محارم از اینها بیشتر است، اما به دلیل تابوی شدید این آمار كشف
نمی شود. خود خانواده ها به
دلیل ناموس پرستی و ترس از بی آبرویی مانع كشف این آمار هستند
.


